همانطور که از تصویر فوق برمیآید، سیارهی سرخ حتی با بهترین تلسکوپهای نزدیک زمین نیز دارای شاخصههای قابل تمییز بسیار اندکی است. نقاط تاریک و روشنی روی آن دیده میشود و همچنین میتوانیم کلاهکهای یخی قطبی را در آن ببینیم. اما مطمئنا هیچکدام از این شاخصهها بهقدری شفاف نیست که با مشاهدات بهدستآمده از یک مدارگرد پیرامون مریخ برابری کند. از اینرو ما میتوانیم به ستارهشناسان گذشته به خاطر برخی حدسهای نادرست یا آب و تاب دادن بیمورد به مشاهدات خود در آن زمان حق بدهیم. در واقع مطالعه و جستجو به دنبال مریخ برای دانشمندان سالهای دور با آنچه ما امروز میبینیم خیلی متفاوت بوده است.
در سال ۱۸۷۷، جیووانی شیاپارلی ستارهشناس ایتالیایی خود را بهعنوان اولین فردی در تاریخ مطرح کرد که توانسته است نقشهای از مریخ بکشد. طرح اولیهی او شامل مجموعهای از کانالها بود که او آنها را Canali مینامید. در سال ۱۹۱۰، ستارهشناس آمریکایی به نام پرسیوال لووِل مشاهداتی در مورد مریخ انجام داد و کتابی دربارهی این سیاره نوشت. لوول در کتاب خود به تشریح مریخ پرداخته و از آن بهعنوان یک سیارهی در حال مرگ یاد کرده بود که تمدنهایی روی آن در روزگاران گذشته شبکهی گستردهای از کانالها را برای توزیع آب از نواحی قطبی سیاره به نوارهای قابل کشت گیاهی در سواحل این کانالها حفر کردهاند.
با اینکه کتاب لوول در آن زمان توانست تصورات عامه را بهنوعی تحت تأثیر قرار دهد؛ اما جامعهی علمی در آن زمان بهطور مختصر و مفید آن را نادیده گرفت، زیرا مشاهدات وی مورد تأیید قرار نگرفته بود. با این وجود، نوشتههای لوول در مورد مریخ باعث تشویق و تهییج نسلهای بعدی نویسندههای داستانهای علمی-تخیلی شد. ادگار رایس بوروز که به خاطر داستان تارزان معروف است، چندین کتاب در مورد تمدنهای مریخی نوشت که از میان آنها میتوانیم به نامهایی چون پرنسس مریخ، خدایان مریخ و خدایگان جنگ مریخ اشاره کنیم. اچ. جی. ولز نیز کتاب معروف جنگ دنیاها را دربارهی مهاجمانی از مریخ به رشتهی تحریر درآورد.
هالیوود هم در آن مقطع زمانی بیکار ننشست. آنها تخیلات عموم مردم را با ساخت چندین فیلم مرتبط با مریخ از قبیل سیارهی سرخ خشمگین، مهاجمانی از مریخ و فیلمهای مؤخرتر مأموریت به مریخ و مارشن، کاملا با سیارهی سرخ گره زدهاند.
با این حال در سالهای دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی، مأموریتهای مارینر، مارس و وایکینگ برای کاوش مریخ آغاز شدند و تصاویری به زمین مخابره کردند که کاملا با آنچه لوول و جانشینان وی در دنیای داستاننویسی در کتابهای خود توصیف کرده بودند، مغایرت داشتند. این تصاویر در طی پروازهای پیرامون مریخ و همچنین فرودهای کاوشگر وایکینگ گرفته شده بودند و نشان میدادند که مریخ یک دنیای خشک، برهوت و عاری از حیات و همچنین به خاطر توفانهای شنی که در آن روی میدهد و روی بخش اعظمی از سیاره تأثیر میگذارد، دارای آبوهوایی بسیار متغیر است. بنابراین با داشتن هزاران تصویر مختلف بهعنوان شواهد مستدل ثابت شد که مریخیک بیابان بیآب و آکنده از سنگها و گردالهها است و هیچ خبری از موجودات مریخی یا گیاهان روی این سیاره وجود ندارد.
در عصر حاضر ما توانستهایم بهطور گستردهای نقشهی این سیاره را با پیمایندههای Mars Global Surveyor تهیه کنیم و همچنین کاوشگرهایی به سطح آن فرستادهایم تا از نمونههای گوناگون خاک آن انتخاب کنند و از طرفی مدارگردهایی برای مشاهدهی بهتر این سیاره از فضای نزدیکش راهی مریخ کردهایم. این در حالی است که همواره مأموریتهای جدیدی نیز در دست طرحریزی هستند. ناسا و آژانس فضایی اروپا با هم در زمینهی ادامهی کاوشهای رباتیک و در صورت امکان، کاوشهای مبتنی بر حضور انسان در این سیاره توافق کردهاند.
سرچشمه پیدایش مریخ تا به اینجا مأموریتهای مریخ دانشمندان را قادر ساختهاند که تئوریهای در مورد طریقهی شکلگیری سیارهی سرخ وضع کنند و این داستانها میتوانند دستمایهی ساخت یک فیلم واقعا خوب شوند! در ادامهی مقاله پی خواهیم برد که برخوردهای رخداده در منظومهی خورشیدی به چه طریقی باعث تشکیل همسایهی کناری زمین شده است.

شوربختانه تابهحال هیچ زمینشناسی روی مریخ پا نگذاشته است. از اینرو بهترین اطلاعاتی که ما در مورد شکلگیری این سیاره در حدود ۴.۶ میلیارد سال پیش داریم، همگی از مدارگردها و فرودگرها و همچنینشهابسنگهای فرودآمده از سوی مریخ روی زمین و مقایسههای انجامگرفته میان این سیاره با سایر همتایان خود (عطارد، زهره، زمین و قمر زمین یعنی کرهی ماه) به دست آمدهاند. تئوری مورد قبول اخیر در مورد تشکیل مریخ بدین شرح است:
۱. کرهی مریخ در اثر همفشرده شدن یا به هم پیوسته شدن اجرام کوچک در زمانهای اولیهی تشکیل منظومهی شمسی ایجاد شده است.
۲. با این حال و برخلاف زمین و زهره، کرهی مریخ توانسته است روند تشکیل خود را طی ۲ تا ۴ میلیون سال به اتمام برساند و هرگز بیشتر از مرحلهی جنین سیارهای فراتر نرفته است.
۳. این احتمال وجود داشته است که واپاشی آلومینیم ۲۶ باعث تبدیل این سیاره به یک اقیانوس از مواد مذاب شده باشد.
۴. پس از سرد شدن این اقیانوس، دورههایی از بمبارانهای شدید شهابی روی این سیاره وجود داشته است.
۵. گوشتهی داغ سیاره توانسته است از این مراحل عبور کند و در ادامه منجر به بالا آمدن برخی از بخشهای پوستهی آن شده است.
۶. یک یا تعداد بیشتری از دورههای فعالیتهای آتشفشانی سریع و جریانهای مواد مذاب آتشفشانی نیز در ادامهی آن مرحله اتفاق افتاده است.
۷. در نهایت سیاره سردتر و اتمسفر آن نازکتر شده است.
سیاره اورانوس (Uranus)...
ما را در سایت سیاره اورانوس (Uranus) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 95